• فرهاد عظیمی

    عضو
    16 آذر 1399 در 5:09 بعد از ظهر

    من فکر می کنم قبل از هر چیز باید ببینیم معنای این واژه در فرهنگ لغت های معتبر چیست.بعد معنای تخصصی اونها در وردینگ های داخلی و خارجی.

    تهاجم:

    فرهنگ لغت دهخدا:

    تهاجم . [ ت َ ج ُ ] (ع مص ) حمله کردن یکی بر دیگری . (از اقرب الموارد). به یکدیگر هجوم کردن . مقابل تدافع.

    فرهنگ فارسی معین:

    (تَ جُ) [ ع . ] (مص ل .) هجوم بردن ، حمله کردن .


    هجوم:

    فرهنگ لغت دهخدا:

    هجوم . [ هَُ ] (ع مص ) بناگاه آمدن بر چیزی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
    – هجوم آوردن ؛ حمله کردن . روی آوردن برای غلبه بر دشمن . (یادداشت به خط مؤلف ) :
    – هجوم بردن ؛ هجوم آوردن . (یادداشت به خط مؤلف ).
    – هجوم کردن ؛ هجوم آوردن . حمله کردن . رجوع به هجم شود.
    درآمدن هر کسی بی دستوری . (منتهی الارب ). دخول بی اذن . (اقرب الموارد). || به شتاب درآمدن .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || شکسته و ویران شدن خانه . (منتهی الارب ). || در مغاک فروشدن چشم کسی .

    فرهنگ فارسی معین

    (هُ) [ ع . ] (اِمص .) حمله ، یورش