• امیرحسین خداپناهی

    عضو
    29 آذر 1399 در 6:53 بعد از ظهر

    با سلام واحترام

    بنده نیز به نظر جناب آقای استاد رحیمی و آقای ملکی موافق هستم و به نظرم اینکه بخواهیم تهاجم را صرفا یک حمله خارجی آن هم توسط شخص یا اشخاص نظامی بدانیم خیلی منطقی به نظر نمی رسد چراکه اگر قانون گذار چنین قصد و منظوی داشت صرفا کلمه جنگ این مفهوم را رسانیده و اینهمه ابهام نیز ایجاد نمی کرد پس زمانی که چند کلمه به ظاهر مشابه(جنگ ، شورش ، اعتصاب و یا تهاجم) را به کار می برد قطعا به دنبال محدودیتی بیشتر از حمله های نظامی و عوامل خارجی می باشد.

    تهاجم از مصدر همه به معنای تاخت و تاز و هجوم می باشد این هجوم به صورت مقهور توسط عوامل داخلی و یاخارجی صورت خواهد پذیرفت که در نهایت مبدل به پیدایش جنگ، آشوب، شورش و بلوا و … خواهد شد .

    همانگونه که مستحضر می باشید بند 1 از ماده 6 آیین نامه 53 شورای عالی بیمه (شرایط عمومی بیمه نامه های بدنه) چنین اذعان میدارد :

    ماده6خسارت های غیر قابل جبران
    در موارد زیر جبران خسارت در تعهد بیمه گر نخواهد بود:

    خسارت های ناشی از جنگ ، شورش ، اعتصاب و یا تهاجم.

    خسارت های مستقیم و غیر مستقیم ناشی از انفجارهای هسته ای.

    خسارت هایی که عمداً توسط بیمه گزار ، ذی نفع و یا راننده موضوع بیمه به آن وارد می شود.

    خسارت های وارده به موضوع بیمه حین گریز از تعقیب مقامات انتظامی مگر آنکه عمل گریز توسط متصرفین غیر قانونی باشد.

    در صورتی که راننده موضوع بیمه هنگام وقوع حادثه فاقد گواهینامه رانندگی باشد یا گواهینامه رانندگی وی باطل شده باشد و یا مطابق مقررات راهنمایی و رانندگی گواهینامه راننده برای رانندگی موضوع بیمه متناسب نباشد.اتمام اعتبار گواهینامه در حکم بطلان آن نیست.

    خسارت های ناشی از حوادثی که طبق گزارش مقامات ذی صلاح به علت مصرف مشروبات الکلی و یا استعمال مواد مخدر یا روان گردان توسط راننده موضوع بیمه بوجود آمده باشد.

    خسارت ناشی از بکسل کردن وسیله نقلیه دیگر مگر آنکه موضوع بیمه مخصوص و مجاز به انجام این کار باشد و اصول و مقررات ایمنی را رعایت کرده باشد.

    خسارت های وارده به وسایل و دستگاههای الکتریکی و الکترونیکی موضوع بیمه در صورتی که ناشی از نقص و خرابی در کارکرد آنها باشد خسارت هایی که به علت حمل بار بیش از حد مجاز توسط موضوع بیمه به آن وارد شود.

    با کمی دقت می توان فهمید که ریشه تمامی آن موارد اغتشاش و هنجار شکنی می باشد. هنجار شکنی یا همان ناهنجاری توسط عوامل داخلی و یا خارجی به وجود می آید که عامل مذکور معلول همکاری گروهی می باشد که شناخته شده نیستند .

    پس در اینگونه موارد (مثلا سال1388) خسارت به وقوع پیوسته دارای عامل شناخته شده می باشد اما مقصر شناخته شده ندارد . چرا که عامل شناخته شده متشکل از افرادی ناشناس می باشد که با یک هدف مشترک علت وقوق معلولی خاص گردیده اند .

    به بیان ساده تر وقتی گروهی از مردم به هدفی مشترک به خیابان ها ریخته و خواستار چیزی می شوند، همگی با عنوان دسته ی راهپیمایان و یا شورشیان شناخته می شوند لاکن هر یک از ایشان به تنهایی قابل تمیز و واخواهی نیستند یعنی نمی توان عامل وقوع حادثه را به عنوان شخصی حقیقی و یا حقوقی نسبت داده و بازخواهی نمود.

    با توجه به موارد فوق الذکر در صورتی که یک شخص حقیقی یا حقوقی شناخته شده با هر علتی مسبب ایجاد خسارت باشد، بنا بر این حادثه مقصر شناخته شده خواهد داشت و شرکت بیمه میتواند مطابق با ماده 14 قانون مذکور به شرح ذیل نسبت به پرداخت خسارت اقدام و در نهایت جهت بازیافت به مقصر حادثه رجوع نماید.

    ماده 14 – انتقال حقوق بیمه گزار به بیمه گر
    بیمه گر در حدودی که خسارت وارده را قبول یا پرداخت می کند در مقابل اشخاصی که مسئول وقوع حادثه یا خسارت هستند قائم مقام بیمه گزار خواهد بود و بیمه گزار موظف است از هر عملی که اقدام بیمه گر را علیه مسئول خسارت مشکل و یا نا مقدور می سازد خودداری نماید. در غیر این صورت بیمه گر می تواند خسارت را پرداخت نکند یا در صورت پرداخت خسارت، حق استرداد آن را ازبیمه گزار خواهد داشت.

    علیهذا با توجه به موارد مذکور اگر شخص یا اشخاص مشخص در وقوع این خسارت دخالت داشته و قابل شناسایی باشند خسارت قابل پرداخت و سپس مطابق باماده 14 قابل ریکاوری می باشد.